دومین دهه از زندگیم در حال گذر است. در اینکه بیهود گذشت که هیچ شکی نیست. فکر می کنم هر روز باید اینجا را عوض بکنم، چون هر روز به باور تازه ای از خودم می رسم. باید تکرار کنم که من آدم مهمی نیستم، شاید برای مهم بودن هنوز خیلی زود باشد. کسی مرا به درستی نمی شناسد، چون خودم به سختی خودم را می شناسم، این تصور غلط برایم آزار دهنده نیست. نوشتن یکی از مهمترین دلمشغولی های من است و بیشتر جنبه ی گاه نگاری دارد. باید بنویسم چون نیاز دارم چیزهایی را دائم به خودم یادآوری کنم. شاید فردا حرف جالب تری برای گفتن راجع به خودم داشته باشم.