حجله هايي كه در شهر مي بندند روز به روز زيادتر مي شوند. پيشتر هم اين تعداد مرگ زودرس ناشي از "تصادفات رانندگي" داشتيم؟ گلوله هاي سمج بدن هاي بيگناه را چطور به خاطر نبستن كمربند ايمني اتومبيل سوراخ مي كنند؟ چه بر سرمان آورده اند؟ چه بر سرمان خواهند آورد؟
پايتخت زير خاكستري از دروغ، آرام آرام مي سوزد و مي گدازد. بادي را كه خاكستر را كنار مي زند و گداختگي شهر را هويدا مي كند، گردباد توطئه در خودش مي پيچاند و آتش زير خاكستر –جنبش شهر را- خفه مي كند. به جرئت مي گويم كه قريب به اكثر مردم ساير شهرها نمي فهمند، نمي دانند، نمي ... زندگي در پايتخت اما، همچنان ادامه دارد. روزهايمان صحنه ي درگيري ها و دستگيري هاست. قلبهايمان مي لرزند اما همچنان استوارند، اشكهايمان چهره هايمان را مصمم تر مي كنند، دوستانمان مي ميرند، اما جنبش از نو متولد مي شود... و خب، زندگي ادامه دارد.
پ.ن. "من" در فكرهايم پيدا نيستم.